خلاصه ای از زندگی نامه سرباز شهید جعفر گمنام

نام پدر: حجی، تاریخ تولد: 1335، محل تولد: شهرستان فردوس، تحصیلات: دیپلم، وضعیت تأهل: همسر و یک فرزند پسر، اعزام به جبهه: لشکر 77 پیروز خراسان، تاریخ شهادت: 8/10/1359، نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره، محل شهادت: اهواز.

سرباز شهید جعفر گمنام در سال 1335 در شهرستان فردوس چشم به جهان گشود، او تحصیلاتش را در مدارس نمونه فردوس به پابان رسانید. وی استعداد سرشاری در زمینه کارهای فنی و کشاورزی داشت.

شهید گمنام در خانواده ای مذهبی و پیرو سیره ائمه اطهار (ع) رشد و تربیت پیدا کرد و از نظر اخلاقی بسیار بلند نظر و دارای رفتار و اخلاقی نیکو و همتی بلند بود. بنا به اظهارات دوستان و آشنایان شهید، او در دوران تحصیل خود به الگویی واقعی از یک جوان شایسته در بین دوستان و هم سالانش تبدیل و معروف شده بود.

از جمله فعالیت های اجتماعی و فرهنگی این شهید بزرگوار می توان به کارها و فعالیت های وی در پایگاه بسیج شهید شیخی زاده اشاره کرد که زمینه ای برای استخدامش در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فردوس شده بود.

شهید علاقه خاصی به انقلاب اسلامی داشت و نسبت به حفظ ارزش های آن احساس مسئولیت می کرد لذا به هنگام شروع جنگ تحمیلی برای حفظ همین دستاوردها و اعتقاداتش در حالیکه هنوز مدت زیادی از تهاجم صدامیان به ایران اسلامی نگذشته بود به جبهه های نبرد حق علیه باطل عازم شد و مدتی کوتاه از حضورش در جبهه نمی گذشت که بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه نخاع به شدت مجروح و بر اثر همین جراحت شدید شهد شهادت را نوشید.

شهید جعفر گمنام نمونه ایثار، فداکاری و از جان گذشتگی بود به طوری که فقط 8 ماه پس از ازدواجش در شیرین ترین روزهای آغازین زندگی لباس رزم و جهاد در راه خدا را به تن کرد و شیرینی آخرت را به شیرینی دنیا ترجیح داده و جزو اولین گروه شهدای شهرستان فردوس شد.

شهید گمنام اولین شهید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در خراسان است که بارها به همین دلیل خانواده و بازماندگانش در سال های گذشته مورد بازدید و دلجویی مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان قرار گرفتند.

روحش شاد و یادش گرامی باد. 

دسته ها : دفاع مقدس

بسم الله الرحمن الرحیم

(السلام علیک یا انصار دین الله السلام علیک یا انصار اباعبدالله السلام علیک یا انصارخمینی روح الله والله ماکرهنا لقاء ربناالله)

ما از لقاء پروردگار خویش کراهت نداریم و در این راه چشم بسته نیامدیم با دوستانمان دوستی و با خصم ستمگرمان دشمنی می ورزیم."از سخنان هلال ابن نافع در جواب امام حسین (ع) در شب عاشورا.

پس از سلام و درود به پیشگاه بقیه الله الاعظم مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش امید مستضعفان جهان و در هم کوبنده کاخ جباران و ستمگران امام امت حضرت آیت الله العظمی امام خمینی مدالظله العالی، درود به ارواح مطهر شهیدان گلگون کفن اسلام و سلام و درود بر رزمندگان اسلام و سلام بر روحانیت مبارز این پیام آوران عصرمان که به هر سوی پیام شهیدانمان را می رسانند و مردم را از جرثومه های شوم آگاه می کنند و سلام بر ملت شهید پرور ایران و سلام بر شما پدر و مادر مهربانم.

حال که بار دیگر توفیق یافتم به  ندای هل من ناصر ینصرنی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که بعد از 14 قرن از حلقوم فرزند برومندش امام خمینی که در این برهه از زمان بلند است لبیک بگویم  که مانند جد بزرگوارش بر طاغوتیان و مستکبرین شرق و غرب یورش برده تا مستضعفان در بند را از چنگال جباران رهایی بخشد، خدا را شاکرم. اسلامی که می رفت در طی سالیان متمادی زیر دست و پای منحرفان و منافقان و کفر جهانی از محتوا خالی گشته و فقط اسمی از قرآن و سنت رسول اکرم (ص) باقی بگذارد، روحی تازه به کالبد بی جانش بخشید و می رود تا در آینده ای نزدیک قوانین حقه الهی که روزی بدست فراموشی گذاشته شده بود به آن عمل شود و اسلام به جهان صادر گردد و جهان پر از ظلم و جور را به عدالت و برادری و برابری تبدیل نماید، انشاالله.

اینجانب که آرزو می کردم تا روزی فرا رسد و فرصتی بدست آید تا بتوانم خدمتی به اسلام و قرآن کرده باشم، حال زمان آن فرا رسیده و با عشق و شوری که بر سر دارم با کاروان راهیان کربلا از گوشه کویر خراسان (شهر فردوس) عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شوم تا به ندای مظلومانه اماممان پاسخ دهم و بگویم اگر چه در کربلا نبودم تا بر یزیدیان بخروشم اما این زمان توفیق یافتم تا در کربلای ایران بر صدامیان و اربابان خونخوارش یورش برم و دین خود را به اسلام و انقلاب اسلامی ادا نمایم، انشاالله.

خدایا تو شاهد باش که من هدفی جز تو و مقصودم جز راهی که تو خودت توسط پیامبر اکرم (ص) و امامان معصومت به من نشان داده ای ندارم و عشقی جز شهادت در راه تو را ندارم و امیدم به توست و غیر تو پناهگاهی ندارم هر چند بنده ای معصیت کارم و بار گناهانم بر دوشم سنگینی می کند اما از درگاه لطف و کرم تو نا امید هم نیستم و به فضل و کرمت چشم امید دوخته ام و امیدوارم که این بار (جانم) هدیه ای که خودت به من ارزانی داشته ای را تقدیمت کنم. جوانان ما باید قدر این نعمت بزرگ را بدانند و پیش از آنکه مرگ سیاه دامنگیرشان شود مرگ سرخ را استقبال نمایند و هر که در این راه و معامله با خدا نافع و پشیمان گردید بداند که به طور حتم ضرر کرده است.

حال از آنجایی که بر هر فرد مکلف لازم است که هنگام فراقت از این دنیای فانی وصیتی بنماید لذا به چند توصیه از برادری که هم اکنون در میان شما نیست و روحش ناظر اعمال و کردار شماست توجه فرمایید و به آن عمل نمایید.

1- تقوای الهی را پیشه کنید و از حرام خدا دوری کنید و حلال او را شکر گذار باشید، نعمت های مادی و معنوی حق تعالی را بیاد آورید و قدر نعمات بی پایانش را بدانید که مسافرید و همیشه در حال حرکت هستید و روانه به سوی او هستید. (انالله و انا الیه راجعون)

2-  فکر دنیا را تا می توانید از سر خود بیرون کنید و دنیا را فقط پلی برای رسیدن به سرای جاوید قرار دهید لحظه ای هم به آخرت خود بیندیشید و ببینید که چه توشه ای و چه کوله باری برای قیامت خود دارید روزی که تنها اعمال پسندیده بدرد انسان می خورد و تمامی دنیا اعم از زن و فرزند و مال و ریاست و غیره کارساز نیست، وای بر ما.

3- به پرورش روح بیشتر از جسم خاکی بی ارزش توجه نمایید، قرآن را با تعمق بخوانید زیرا آنچه روح خسته انسان را نیرو می بخشد آیات قرآن کریم است.

4- از دعا و راز و نیاز با خالق و معبود خود فراموش نفرمایید زیرا دعا و نیایش تنها پل ارتباطی ما بین نیازمند و بی نیاز است و ذکر خداست که قلب های معشوق و مضطرب انسان ها را آرامش می بخشد، (الا بذکر الله تطمئن القلوب) 

5- دست از یاری ابراهیم زمان این بت شکن تاریخ و امید مستضعفان در بند جهان حضرت آیت الله العظمی امام خمینی مدظله العالی و روحانیت آگاه و هوشیار به رهبریت آن امام بزرگوار بر ندارید و قدر این نعمت بزرگ خداوند که در این برهه از زمان حضرت حق به ما ارزانی داشت غنیمت شمارید و گوش به فرمان او باشید و دستورات پیامبر گونه اش را مو به مو اجرا نمایید.

6- یار و یاور انقلاب باشید و از دستاوردهای آن تا سرحد جانبازی پاسداری نمایید زیرا این انقلاب به بهای ارزانی هم بدست ما نرسیده است و تا به حال خون هزاران جوان اعم از زن و مرد و کودک و جوان و نوجوان در پای آن ریخته شده که تا امروز می توانیم با آزادی کامل فریاد حق خواهی خود را به گوش جهانیان برسانیم. به هوش باشید و با هوشیاری کامل با راهنمایی های امام امت و مسلمین ذی نفوذ مملکت توطئه های شوم خائنین را خنثی نمایید و لحظه ای از خطر دشمن مکار و حیله گر غافل نشوید.

7- شما که لباس مقدس پاسداری را پوشیده اید مسئولیتی بس بزرگ بر عهده دارید و آن پاسداری از خون به ناحق ریخته هزاران شهید و معلول است پس سعی کنید تا اول اسلام را بشناسید و مسلمان باشید و بعد مجری دستورات اسلام.

8- کار را فقط برای خدا انجام بدهید و انتظار تشکر و تمجید از این و آن را هم نداشته باشید.

9- برادران و خواهران عزیزم در راه گفتن حق از هیچ کس هراسی نداشته باشید چرا که ما باید از بی تفاوتی ها و به من چه ها و از صحنه کنار کشیدن ها و مصلحت اندیشی های بی مورد ترس داشته باشیم هر چند عده ای خوششان نیاید.

10- عزیزانم: شهدای ما خون نداده اند که بعد از انقلاب همان عده ای که می شود گفت: تفاله های رژیم گذشته و یا احیانأ ضد انقلاب هستند در صدر کارها باشند و باز همان زور گویی ها و قدرت طلبی های خود را داشته باشند و در ادارات کم کاری و یا اشکال تراشی نمایند. از دادستانی ها و مقامات قضایی بخواهید تا نسبت به تصفیه این خائنین سریعتر اقدام کنند.

11- پدر و مادر عزیزم: ای معلمینی که در تداوم خط خونین شهادت رسالت خون خویش را به ما منتقل کردید و پس از شهادت اولین فرزندتان (سرباز امام زمان شهید سید جواد میررضوی) منتظر شهادت دومین فرزند خویش بودید. حال که روز موعود یعنی روز شهادت فرزند دوم خانواده تان فرا رسیده از شما می خواهم که همچون یاران امام حسین (ع) خود نیز آماده حرکت در این خط خویش باشید و شهد و داغ یک آه را هم بر دل دشمن بگذارید که یاران اما حسین (ع) نیز چنین کردند.

12- در خاتمه از شما همشهریان عزیزم می خواهم که تداوم بخش راه شهداء باشید و بدانید که چشمان ما به اعمال و کردار شما دوخته شده است و چنانچه لحظه ای غفلت ورزید فردا باید جوابگو باشید. از شما عزیزان می خواهم در دعاهایتان از خداوند بخواهید تا گناهان مرا ببخشند.

والسلام علی من التبع الهدی.

سید حسن میررضوی فرزند سید محمد، شماره شناسنامه: 32 ، تاریخ تولد: 1338 "فردوس" 

دسته ها : دفاع مقدس

شهید سید محمد افرازنده در سال 1337 در شهرستان فردوس دیده به جهان گشود. او اولین شهید شهرستان فردوس بود که مردم برای تشییع پیکر پاکش ساعت ها در خیابان به انتظار ایستادند. 

پدر و مادرش با توجه به استعداد زیادی که داشت او را یک سال زودتر به مدرسه فرستادند و در دوران دبستان و آموزش راهنمائی از دانش آموزان ممتاز مدرسه بشمار می آمد.

وی پس از اتمام دوره راهنمائی به استخدام "ژاندارمری سابق" نائل آمد و پس از اتمام دوره آموزشی در آموزشگاه گروهبانی تبریز به منطقه سر پل ذهاب منتقل شد.

شهید افرازنده در حین خدمت و دوران جبهه به تحصیل خود ادامه داد و تا مقطع دیپلم پیش رفت. سید محمد همواره در اوج نبرد با صدامیان و منافقان کوردل دست از تلاش و کسب علم بر نمی داشت و در مواقع استراحت مطالعه راترک نمی کرد.

او در آخرین مرخصی که به دیدار پدر و مادر و برادران و خواهرانش به فردوس آمده بود به اسرار والدینش ازدواج کرد و پس از برگزاری مراسم عقدش بدون فوت وقت به جبهه های نبرد حق علیه باطل بازگشت.

سرباز رشید اسلام سید محمد افرازنده سرانجام در تاریخ 16 آذر ماه سال  1358 در حالی که با دیگر همرزمانش و در حین مأموریت با خودرو نظامی تردد و به گشت زنی مشغول بودند، بر اثر شلیک گلوله آر پی جی 7 منافقان کور دل مورد اصابت قرار گرفتند و همه سرنشینان خودرو شهد شهادت را نوشیدند. 

مشخصات استواردوم شهید سید محمد افرازنده؛

نام پدر: سید حسن، تاریخ تولد: 1337، محل تولد: فردوس، میزان تحصیلات: دیپلم، وضعیت تاهل: دارای همسر، محل اعزام به جبهه: لشگر 77 پیروز خراسان، تاریخ شهادت: 19/9/1358، نحوه شهادت: اصابت گلوله آر پی جی 7، محل شهادت: سر پل ذهاب، (درگیری با منافقان کوردل و شیطان صفت)
دسته ها : دفاع مقدس
X